زخم مولا
درقبال خنده سرديده ها وا مانده است
اين شكفتن يادگاركيست برجا مانده است
خون شتك زدسجده خورشيدرا تفسيركرد
شيعه يعني پرتوي كز، زخم مولا مانده است
آنكه وقت پركشيدن ربّنارا مي سرود
ديد در دل مصرعي ازداغ زهرا ما نده است
درسكوت مرتضي رمزهزاران غربت است
كوفه اي درد، د لش امروز وفردا مانده است
اشک غم ازدیده محزون هستی می چکید
بازتاب آن ببین برپلک دریا مانده است
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند ۱۳۸۴ ساعت 9:49 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
محمدناصرعارفی شاعر و نویسنده